بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
849
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
عليه السّلام است كه « فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعاً » را بتشديد سين ميخواندهاند و بعد ازين گفته كه معناه « فميزن به جمعا اى جعلته شطرين » و حاصل معنى چنين خواهد بود كه پس ميگردانند لشگر را دو فرقه ميمنه و ميسره و فخر الدين رازى گفته و قرئ فوسطن بالتشديد للتعدية و الباء فى به مزيدة للتأكيد جواب قسم اينست كه إِنَّ الْإِنْسانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ على بن ابراهيم در تفسير اين آيه گفته كه كنود بمعنى كفور است و مراد از انسان آن انسانست كه حضرت امير المؤمنين را بگفتهء عمر و عاص خواستند كه مانع آيند از رفتن راهى كه آن حضرت اختيار كرده بود كه بر سر اهل يابس تاخت آورد زيرا كه آن حضرت براهى كه ابو بكر و عمر رفته بودند و منكوب و مخذول برگشته نميرفتند و راهى ديگر اختيار كرده بودند و چون عمر و عاص و اين دو . . كه درين جنگ همراه بودند فهميدند كه حضرت ظفر خواهد يافت پس عمر و عاص محيل در مقام مكر و حيله درآمده به آن دو گفت كه على حدث السن است و تجربه كار نيست و درين راه حيوانات درنده بسيار است او را از رفتن درين راه مانع آئيد و چون بگفتهء آن محيل اين سخن را بعرض پيشگاه خلافت رسانيدند حضرت فرمود كه بر شما اطاعت من لازم است و من آنچه به عمل ميآورم نيك و بد آن را ميدانم از اينجهت حق تعالى فرموده كه ايشان كفران نعمت مىنمايند و نميخواهند كه مسلمانان بر اعدا غالب آيند و از ابن عباس منقولست كه كنود به زبان كنده و حضرموت بمعنى عاصى است و عاصى بودن اين منافقين نيز در سبب نزول ظاهر و بين است وَ إِنَّهُ عَلى ذلِكَ لَشَهِيدٌ و بدرستى كه آن آدمى هر آينه بر كفران و عصيان خود شاهد و گواهست و در آخرت بر نفس خود گواهى خواهد داد وَ إِنَّهُ و بدرستى كه او لِحُبِّ الْخَيْرِ بواسطهء دوستى حياة و زندگانى دنيا لَشَدِيدٌ هر آينه سخت است و زندگانى خود را بسيار ميخواهد و احتراز مىنمايد در جايى كه سباع و حيوانات درنده باشند و تفسير مشهور اينست كه بدرستى كه آدمى به جهت دوستى مال هر آينه در غايت شح و بخلست كه اداى حقوق